یادمن باشد...

به انگشت نخی خواهم بستتا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

گرچه دیر است
ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم،
شاید
به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم در دل

لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبحمهربانی  خودم عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما

به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم درچشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری
ببرد این دل مارا با خود

و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا

و بدانم که شبی خواهم رفت

و شبی هست، که نیست
پس از آن فردایی
 
یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم 
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت......
/ 4 نظر / 26 بازدید
مهدوی

سلام همیشه تو وب گردیام وب دوستای هم استانی حسابی منو میگیره و خوشحال میشم که یک هم استانی پیدا کردم از آشنایی باشما خش وقت شدم طرفای ماهم بیاین خوشحال میشیم

گروه های آموزشی نیشابور

سلام وقتتون بخیر ممنون از حضورتون در وب گروه های آموزشی نیشابور پیام تبریک شما رو به همکارام می رسونم فعلا تا مدتی که یک مقدار کار های اداری آقای انصاری کمتر بشه مدیریت وبلاگ با نظارت آقای انصاری دسته منه و خوشحال مییم در جمع دوستان گرو های آموزشی نیشابور هم قرار بگیرین ممنون از حضورتون مهدوی

كلبه دانش

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان كه از ژرفای جان بر می آید.

كلبه دانش

سهراب سپهری : زندگی رسم خویشاوندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرسشی دارد اندازه ی عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد زندگی مجذور آیینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست