از دیار شاهزاده قاسم
آموزش ابتدایی 
قالب وبلاگ
نويسندگان
دوستان عزیز

انا لله و انا الیه راجعون


با کمال تاسف و تاثر اطلاع یافتم، «معلم فداکار» زنده یاد حسن امیدزاده پس از 15 سال تحمل درد و رنج دعوت حق را لبیک گفته و در جوار رحمت حق تعالی آرام گرفت .او که عمر گرانبهای خود را در سنگر تعلیم و تربیت صرف مبارزه با دیو جهل سپری نمود.او که چون شمع سوخت تا راه را بر رهروان طریقت علم و دانش روشنایی بخشد.او که در بهمن ماه 76 گوهر جان در کف اخلاص نهاد و برای نجات جان دانش آموزانی که در محاصره شعله های آتش گرفتار شده بودند بی محابا وارد کلاس شد، گرچه موفق شد همه دانش آموزان را از خطری که آنان را تهدید می کرد برهاند، اما خود از ناحیه سر و گردن آسیب دید تا همچنان مدال افتخار آن بر سینه اش نقش بسته و الگویی عملی از عالمی عامل را به دانش آموزان ارائه دهد و در عمل ثابت کند که در کلاس های ما نغمه عاشقانه شمع و گل و پروانه چون چشمه ای زلال جاری است.او که مدال شجاعت و لقب «معلم فداکار» را از ریاست جمهوری دریافت کرد و اسطوره اقدام شجاعانه اش زینت بخش کتب درسی گردید، اینک دعوت حق را لبیک گفته و در جوار قرب معبود خویش به آرامش رسیده و متنعم به نعمات واسعه الهی است.

اینجانب ضمن عرض تسلیت به عموم مردم غیور و ولایتمدار استان گیلان، فرهنگیان فرهیخته، دانش آموزان به ویژه خانواده محترم آن مرحوم، غفران الهی برای عزیز سفر کرده و صبر و شکیبایی برای بازماندگان از درگاه ایزد منان مسألت می نمایم.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

حمیدرضاحاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش


صحبت از معلم ایثارگری است که طپش قلبش با ضربان قلب دانش آموزانش به صدا درمی آمد و هنوز هر چند دیگر به علت شدت جراحات توان و امکان حضور مستقیم در کلاس درس را ندارد اما او درس بزرگ و فراموش ناشدنی یعنی درس عشق و ایثار به همگان آموخت. 
حسن امیدزاده آن معلم کلاس پنجم ابتدایی روستای بیجار سرشفت است که در زمستان۷۶ منجی جان ۳۰دانش آموز مدرسه خونین شهر شد که پس از آن به پاس فداکاری این معلم از جان گذشته نام مدرسه به مدرسه «معلم ایثارگر حسن امیدزاده» تغییر یافت. منزل مسکونی وی فاصله بسیاری تا شفت دارد و تا مدرسه راهی نیست. خانواده اش با گشاده رویی استقبال می کنند، وقتی داخل شدم، او را دیدم، با صورت سوخته اش چون به شمع سوزان و پرسوز و گداز معنا و مفهوم گذشت، فداکاری و ایثار را تجلی می کرد. وقتی بر صورتش بوسه زدم افتخار کردم در حالی که او با گفتن جمله این صورت سوخته لیاقت بوسیدن ندارد، مرا بسیار شرمنده کرد. 
بینی و لب و گوشهایش از سوختگی فرو رفته اند، هر دودستش از شدت سوختگی قطع شده و از کارافتاده اند بطوری که هیچ کاری بادستهایش نمی تواند انجام دهد. وقتی کلاه از سرش برمی دارد تا آثار سوختگی را نشان دهد شدت جراحات وارده بر او بیشتر نمایان می گردد. در مواقعی که درد به او فشار می آورد صورتش را به حالت تسکین جمع می کند تا بلکه فرو کشیدن درد لحظه یی او را آرام کند، اندامی نحیف و قدی کوتاه و جثه یی ضعیف، نمایشگر درد ناشی از جراحات وارده بر اوست تا جایی که تاکنون ۱۷بار عمل جراحی شده است. متولد سال۱۳۳۳ است و تا هنگام وقوع حادثه ۱۷سال سابقه کار داشته است. بتازگی نیز مدال لیاقت از ریاست محترم جمهوری دریافت کرده که توسط آموزش و پرورش منطقه به وی اهدا شده است. همسرش برای او ایثار می کند و از زمان سوختگی وی تاکنون به عنوان پرستاری زحمتکش تمام دردهایش را با خوشرویی تسکین می دهد. او مونس شبهای بیداری و بی آرامی این معلم فداکار است. 
همسرش با چشمانی گریان وگلویی بغض کرده می گوید: ۴سال است که غذا در دهانش می گذارم، لباس می پوشانم، دندانهایش را مسواک می زنم و مانند یک پرستار، تمام و کمال در اختیار او بوده ام تا احساس ناراحتی نکند. رتق و فتق امور خانه و خرج خانه به عهده من است و علاوه بر پرستاری از شوهرم سرپرستی شش فرزندم را نیز به عهده دارم. وی می گوید: ۳ماه در بیمارستان سوانح سوختگی تهران بستری بود، از سمت گردن گوشت برداشتند و زیر یک پلکش گذاشتند، از سمت راست گردن گوشت برداشته و زیر پلک دیگرش گذاشتند. بر اثر سوختگی شدید استخوانهای سرش پخته شده بود به همین دلیل از کشاله ران تا مچ پا، پوستش را کندند و روی سرش گذاشتند، همسر این معلم فداکار اضافه می کند: ۱۶روز نیز در بیمارستان قمر بنی هاشم تهران بستری بود که در این مدت از پشت بدنش گوشت غضروف برداشتند و برای او بینی درست کردند. 

حسن امیدزاده در مورد چگونگی وقوع حادثه گفت: در ۱۸بهمن۷۶ ساعت ۱۱صبح بر اثر وزش باد شدید و طوفانی بودن هوا بخاری کلاس دوم آتش گرفت و منجر به آتش سوزی کلاس شد بر اثر داد و فریاد بچه ها متوجه این موضوع شدم. بچه ها را یکی یکی به همراه معلم دیگری از کلاس بیرون آوردم که در این مدت آتش تمام کلاس را فراگرفته بود، وقتی خواستم بیرون بیایم در بسته شد و به دلیل اینکه در کلاس از درون دستگیره نداشت در داخل کلاس گیر افتادم، وی اضافه کرد: هر چه سعی کردم نتوانستم بیرون بیایم و زبانه های آتش نیز در حدی بود که تمام بدنم سوخته بودند و به دلیل سوختگی و درد زیاد نیز نتوانستم از پنجره کلاس بیرون بیایم. پس از سوختگی و آتش گرفتن کلاس بود که مسؤولان آموزش و پرورش شهرستان، آقای حسینی رییس آموزش و پرورش وقت شفت و آقای بهرامی مسؤول سابق روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان به مدرسه آمدند و مرا به بیمارستان منتقل کردند.

[ دوشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ شاهزاده قاسم ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام دوست گرامی : وقتتان بخیر ورودشمارابه وبلاگ ازدیارشاهزاده قاسم خوش آمد می گویم. امیدوارم بنده ی حقیر راازنظرات ارزشمندتان بهره مند فرمایید. باتشکر عزیز اسکندری **************************** سوابق آموزشی لیسانس آموزش ابتدایی مدرس ریاضی جدیدالتالیف ابتدایی مدرس علوم تجربی جدیدالتالیف مدرس ارزشیابی کیفی توصیفی مدرس آموزش خانواده و عضوگروه های آموزشی وکمیسیون آموزش ابتدایی
صفحات دیگر
امکانات وب
Google

درشاهزاده قاسم
در كل اينترنت


.

href="http://blogers.ir">وبلاگ-کد لوگو و بنر

ازدیار شاهزاده قاسم

function reEnable(){ return true } document.onselectstart=new Function ("return false") if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable } p align="center">سکوی ششم

چت روم | قالب وبلاگ
دانلود
گالری عکس
دریافت همین آهنگ